مؤلف مجهول
275
تذكرهء بغراخانى ( تذكره مشايخ اويسيه ) ( فارسي )
[ باب بيست و چهارم در ذكر احوال حضرت شيخ غياث الدّين شكرتمى قدس الله روحه ] باب بيست و چهارم در ذكر احوال شيخ دوربين ، و پير خلوتنشين ، و داناى طريق يقين ، و تاج اولياى روى زمين ، رواج « 1 » و زينتدهندهء ملت و دين ، شمس الاسلام و المسلمين ، شيخ الشيخ قطب روى زمين ، حضرت شيخ « 2 » غياث الدّين شكرتمى قدس الله روحه العزيز و رحمة الله و بركاته كه مردى بود دانشمندزاده و غنى ، و والدهاش سيده بود . دوازدهساله از مادر يتيم ماند ، و بيستساله از پدر . در كمال حسن و لطافت بود . و پدرش مولانا نظام الدّين چنان حفظ مىكرد كه هر روز بيش از يكبار « 3 » از ترس خبايث از خانه بيرون نياوردى ، آن هم بنا بر مصلحت كار خود . بعد از آنكه از پدر خود ماند ، خبايث گرد آمدند و ملازاده را بىاختيار از راه بردند و به راه خودها درآوردند . چنان فريفتند كه من كل الوجوه علم را فراموش كرد ، و درس از خاطر او پوشيده شد . هرچه حاصل كرده بود از علم ، « 4 » از دل او محو شد ، و به وادى فسق روى آورد ، و چنان اقدام نمود كه يكلحظه خالى از فسق نشد « 5 » . اموال و اشياى پدر خود را در اقرب اوقات تمام كرد ، حتى كه كتابهاى مولانا را فروخت و به خبايث خرج كرد ، تا زمانى كه محاسن پيدا كرد . چون از مى سرخ روى سفيد سياه كرد ، خبايث را به او چندان علاقه ( اى ) نماند و قطع آشنايى كردند ، آن زمان دانست كه قصه چيست . صد بار تف به ريش خود كرد . مقدار تار مويى فايده نكرد . گريان و نالان بر سر قبر پدرش رفت و گريه و زارى آغاز كرد و گفت « 6 » : اى پدر مهربان ! از سر مهر پدرى هرچند كه از من اين نوع ناسزاها « 7 » صادر شد « 8 » به او منگر و دستم گير . از قبر پدرش آواز آمد كه : اى فرزند ! از من ناتوان چه برآيد ؟ رو به آن كن كه آفريدگار تست . چون اين ندا از قبر پدرش شنيد نوميد شد و محروم برگشت . فردا باز رفت و گفت : اى پدر ! « 9 » بااينهمه عصيان چگونه رو به درگاه او آرم ، و عرض حال كنم كه شرمسارم ؟ باز آواز آمد كه : اى فرزند ! تن آلودهء خود را در بوتهء رياضت بگداز آنگاه متوجه درگاه شو ، باشد كه حق سبحانه و تعالى بر حال تو رحم كناد « 10 » !
--> ( 1 ) - ب : - رواج ( 2 ) - ب : - شيخ ( 3 ) - الف ، ت : يكبار بيش ( 4 ) - ب : هرچند از علم حاصل كرده بود ( 5 ) - ب : از فسق خالى نشد ( 6 ) - ت : آغاز كرده گفت ( 7 ) - ب : كه اين نوع ناسزاها از من ( 8 ) - ت : صادر شده ( 9 ) - ب : - اى پدر ( 10 ) - ب : رحم كند